خرید بک لینک
صدای واق واق سگم

صدای ناله های همسرم

صدای زخم های پیکرم

همه را دوست میدارم...

برچسب: نویسنده: مهران سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 8 آذر 1397 ساعت: 13:23

از همان کودکی فکر میکردم که چرا زمین گرد است

تو امدی گفتی گالیله را برای من

از همان کودکی فکر میکردم که چرا میخندیم

تو امدی گفتی شادی را برای من

از همان کودکی فکر میکردم که چرا میگریم

تو امدی گفتی غم را برای من

از همان کودکی فکر میکردم که چرا من هستم

ولی تو هیچ وقت نیامدی و سکوت کردی.

برچسب: نویسنده: مهران سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 8 آذر 1397 ساعت: 13:23

مگذار كه با زور ، پذیرنده ات كنند.

خود به دنبال اش بگرد !
آن چه را كه خود نیاموخته یی
انگار كن كه نمیدانی

صورت حساب ات را خودت جمع بزن !
این تویی كه باید به پردازی اش.
روی هر رقمیانگشت بگذار
و به پرس : این ، برای چیست ؟
تو باید رهبری را به دست گیری

برچسب: نویسنده: مهران سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 8 آذر 1397 ساعت: 13:23

قبل از خواب تمام چراغ های کم مصرف را بی مصرف را پر مصرف را روشن کن من از صدای آژیر و از کلمات تلنبار شده در گلوی شب می لرزم و مدام به این فکر می کنم که "جنگ" سه حرف دارد و دو نقطه و یک کابوس و بوس شب

برچسب: نویسنده: مهران سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 8 آذر 1397 ساعت: 13:23

اگر از نوشته هایم ملول شدید.بگذرید.ملول بودنم برای ناخوش بودنم بود.به قول هدایت خان،بعضی ها خوش به دنیا می اید.بعضی ها ناخوش...و سپاس فراوان مرا بپذیرید برای خواندنم.گفتن زیاد خوب نیست.ماندن زیاد هم...

بدرود.

برچسب: نویسنده: مهران سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 8 آذر 1397 ساعت: 13:23

صفحه بندی